-
دیروز، امروز، فردا
دوشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1383 10:58
دیروز غریبه ای را دیدم که امروز آن غریبه یک آشناست! اگر نمی ایستادم تا سلامی بکنم... لبخندی بزنم... دستی بدهم... و یا گوشی شنوا باشم فرصت شناخت چنین فردایی را نداشتم! دیروز غریبه ای را به آغوش گرفتم که امروز دیگر اینجا نیست و آمدن فردا دیگر او را بر نمی گرداند. چه موهبتی اگر می دانستم که فردایی خواهد بود! ولی این چنین...
-
وداع
شنبه 5 اردیبهشتماه سال 1383 07:05
ضربان قلبم تند شده است نفسم بالا نمی آید چشمانم سیاهی می رود امشب شب آخر است احساس میکنم دیگر با تو نخواهم بود دیگر کت و شلوار قشنگم را نمیتوانم بپوشم دیگر نمیتوانم برای قناری ها دون بپاشم دیگر نمیتوانم با تو غذایی بخورم جام شرابم را به جام شرابت بزنم دیگر نمی توانم بگویم دوستت دارم دیگر نمیتوانم بگویم تو وجودم بودی،...
-
وقتی.....
شنبه 29 فروردینماه سال 1383 08:31
وقتى دنبال حرف دلت میرى باید باید پاش واستى تا وقتى جوونى همه دنیا رو تو یک ادم مى بینى ادمى که دوسش دارى و همه دنیا رو با نگاه اون ادم مى بینى . تمام خواسته هاتو مى خوای پاش بریزى تا شاید هوس کنه خم بشه و یکى رو برداره بعد با یه لگد بقیه رو کنار بزنه. سال ها می گذره احساس مى کنى ذره ذره از تو خالى شدى _ مثل یه تیکه...
-
می دونم؟ نمی دونم!
یکشنبه 16 فروردینماه سال 1383 01:06
عشق لهیبه دو نگاهه؟ نمی دونم! یا اینکه حدیثه یه گناهه؟ نمی دونم! عشق تمنای دو قلبه؟ نمی دونم! یا اینکه رفیقه نیمه راهه؟ نمی دونم! ای عشق عزیز هر چه هستی، من بنده درگاه تو هستم تا یک قدمی به مرگ مانده، ای عشق هواخواهه تو هستم عشق سواله بی جوابه؟ تاثیر پیاله ی شرابه؟ در سینه نشوندنش صوابه؟ یا اینکه حبابه روی آبه؟ نمی...
-
دختری به نام یلدا (قسمت آخر)
سهشنبه 11 فروردینماه سال 1383 13:35
هیچوقت باورم نمی شد بتونم یه روز این چیزا رو واسه کسی بگم . خیلی دلم می خواست ازنزدیک ببینمت تا همش رو واست تعریف کنم .مامان یکی دو ماه بعد از اون جریان حامله شد. آقا نصرت به قولش عمل نکرد و بهونه آورد که ممکنه مامان بچه رو بندازه ، قرار شد هر موقع بچه صحیح و سالم به دنیا اومد، اون یه خونه به اسم مامان واسش بخره ....
-
منم بالاخره اومدم!
شنبه 8 فروردینماه سال 1383 00:29
سلام به همه همراهان مهربون همیشگی خوشحالم این افتخار از طرف گروه نصیب من شد تا من هم گاه گداری بتونم به این وسیله با شما باشم. یعنی نتیجه می گیریم که:::::::::::::::::::::::::چی! ( از این به بعد من هم هستم ) ما را در زندانی که دیوارش از کاغذ بود محبوس کردند زیرا دانستند توان گریز در ما نیست ما را به رودخانه بردند تا...
-
سال نو مبارک!
چهارشنبه 5 فروردینماه سال 1383 20:51
سلام این اولین نوشته ی ما نوی سال نوست ( یعنی قرار بود که باشه ولی چون ما یه کم ، یه کم بیشتر از یه کم ، مشکل تله پاتی داریم، مارکو چند دقیقه زود تر از من یادداشت گذاشت و این نوشته موند تو نوبت ) انشا ا... که سال خوبی رو شروع کرده باشید. وتا آخرش هم خوب باشه ...! عیدی هم زیاد گرفته باشید ... ، ولی شیرینی و شکلات زیاد...
-
سال نو مبارک!
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1383 12:19
عید همه آدمهای سبز سرزمین پاکی مبارک! اینم عیدی من
-
نوروز...
شنبه 1 فروردینماه سال 1383 14:49
آه ای زندگی منم که هنوز/با همه پوچی از تو لبریزم/نه به فکرم که رشته پاره کنم/نه بر آنم که از تو بگریزم/ با هزاران جوانه میخواند/بوته ی نسترن سرود ترا/هر نسیمی که میوزد در باغ/میرساند به او درود ترا/ حیف از آن روز ها که من با خشم/بتو چون دشمنی نظر کردم/پوچ پنداشتیم فریب ترا/ز تو ماندم ترا هدر کردم/ غافل از آنکه تو...
-
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
شنبه 1 فروردینماه سال 1383 09:57
سلام امیدوارم همه شما عزیزان در آغوش گرم خانواده، در کنار پدر، مادر، خواهر و برادر، با صفا و صمیمیت منتظر ورود به سال جدید باشید. (و قدرشو بدونین) لطفا اگه میخواین این شعر رو بخونین، تا آخر بخونین و اگه حوصله ندارین اصلا نخونینش حرف اولین و آخر، حرف ناتمومه مونده حرفی که تو خلوت خود، هر کسی یه روزی خونده حرف زندگی و...
-
سال نو مبـــــــــــــــــــــــــــــــارک..
شنبه 1 فروردینماه سال 1383 00:47
سلام به همه دوستان (نل-حنا-رابی-مارک) خوانندگان بامعرفت (مسافر....-دم بریده - آقای پرویزو....(همینا یادم اومد)) خوانندگان بی معرفت (تقصیر خودتونه نظر نمی ذارین ما هم نمی شناسیمتون !!) بینندگان و شنوندگان عزیز !!!! امسال هم تموم شد!!!حالا بماند که اندازه ی صد سال گذشت و خیلی سال بد که نمی شه گفت افت...ای بود اصلا هم...
-
خدایا کمک کن...
جمعه 29 اسفندماه سال 1382 00:38
سلام «« سال نو مبارک »» خــــــــد ا یـــــــــــا کمک کن ... خدایا کمک کن تا این سال نو برامون بهتر از سالی که گذشت باشه ( بهتر یعنی این که آخر سال وقتی به گذشتمون نگاه کردیم ، پیش خودت وخودمون سر بلند باشیم ، بهتر یعنی این که از کار هایی که کردیم و نکردیم ، حرف هایی که زدیم و نزدیم ، چیز ها و کسایی که دوسشون داشتیم...
-
امروز گر بیاغازی
چهارشنبه 27 اسفندماه سال 1382 19:14
زندگانى امروز اغاز مى شود, و در امتداد فردا مى نگرد, مى بالد,احیا مى شود, و باز مى اغازد. ان نیست که انجام داده اى و یا انکه بوده اى انجاست که خواهى شد و مسئله اینجاست. ...که دیروز رفته است امروز برامده, و فردا در خواهد رسید. همواره در پیش روی نظر کن, دردها را به گذشته واگذار , طراح تویى که اینده خویش را ترسیم مى کنى....
-
بزرگترین گنجینه های زندگی
دوشنبه 25 اسفندماه سال 1382 09:17
شادمانی؛ دردل؛ درذهن؛ در روح؛ و آشتی؛ با خویشتن؛ و با جهان؛ هماهنگی. شجاعت؛ در احساس؛در نیاز؛ و برای دست یازیدن و آزادی؛ در رهایی به اسارت عشق دوستی . خرد؛ برای آموختن؛دگرگون ساختن؛ تاختن؛ و پذیرش؛ حقیقت را و زیبایی درون خویش را شکفتن. و باری لذت؛ به قاموس هر آنچه می بینی؛ لمس می کنی؛ انجام می دهی؛ و شادی؛ با خویشتن و...
-
دختری به نام یلدا (قسمت سوم)
یکشنبه 24 اسفندماه سال 1382 09:00
سلام امیدوارم همتون با اشیاق و شور و نشاط منتظر ورود به سال جدید باشید و برنامه های خوبی برای سال جدید تو سرتون باشه! ادامه داستان: اگر چه با بددلی حکایت مامان رو قبول کرد ولی وقتی یکی دو ماهی گذشت و ازشوهر کذایی مامان خبری نشد و دو سه باری هم شوهرش رو دید که به بهونه چکه کردن سقف دستشویی بالا و ترکیدن لوله آب ، دور و...
-
دختری به نام یلدا (قسمت دوم)
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1382 18:59
قبل از خوندن قسمت دوم داستان اگه دوست داشته باشین میتونین wallpaper شماره ۳ گروه رو از اینجا داونلود کنید. من چیز زیادی یادم نیست جز این که وقتی بابا بزرگ مرد و <<دایی جواد>> خونه ی پدری شون روفروخت و سهم خواهر و بردار کوچکترش رو داد،مامان مجبور شد با چندرغاز ارثیه به دست اومده با دو تا دختر آواره خونه...
-
وبلاگ نامه
دوشنبه 18 اسفندماه سال 1382 09:32
من وبلاگ زیاد میخونم، شاید نه خیلی زیاد ولی خوب میخونم و از مطالب بعضی ها (وبلاگ های غیر آموزشی) خیلی خوشم میاد، ولی امروز یه وبلاگ دیدم که خیلی ازش خوشم اومد، حتما یه سری بزنید. یکی از مطالبش رو هم اینجا میذارم. روزها میگذرند،یک به یک در پی هم و من ِ خسته ز راه! نیک میدانم روزی من خواهم ماند و دلی خسته ز من!!!...
-
دختری به نام یلدا (قسمت اول)
شنبه 16 اسفندماه سال 1382 09:36
توجه: قانون کپی رایت کاملا در مورد این داستان رعایت شده و راست و دروغش هم به گردن نویسنده اش (اما تا جایی که من نویسندشو میشناسم میدونم راسته) - خط یک گوشی رو بردارین ، خودشه . - ممنون ... ممنون ... الو...؟ بفرمایین ؟- سلام ... شما آرزو هستین ؟- بله ، سلام ... شما !؟- اسمم یلداست . یه بار واستون نامه فرستادم ... فکر...
-
تقدیم به سالار شهیدان
چهارشنبه 13 اسفندماه سال 1382 07:36
انچه در سوگ تو ای پاکتر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحطه چه غمناک گذشت جلوه روح خدا در افق خون تو دید انکه با پای دل از قله ی ادراک گذشت مرگ هرگز به حریم حرمت راه نیافت هر کجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت اب شرمنده ی ایثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت بر تو بستند اگر اب سواران سراب دشت دریا شد و اب...
-
دروغ نامه
سهشنبه 12 اسفندماه سال 1382 23:14
شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن آدمای مهربون و با وفا دروغ می گن اونا که می گن که تا همیشه دیونتونن بذا بی پرده بگم که به شما دروغ می گن اونا که میان به این بهونه ها، که اومدن از توی شهر قصه ها، به خدا دروغ می گن اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تموم آسمونا، به خدا دروغ می گن اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن...
-
عجب صبری...
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1382 21:51
عجب صبری خدا دارد . اگر من جای او بودم. همان یک لحظه اول که ظلم را میدیدم .از مخلوق بی وجدان جهان را با همه زشتی و زیبایی به روی یکدگر ویرانه میکردم. عجب صبری خدا دارد . اگر من جای او بودم .که می دیدم در همسایه صد ها گرسنه چند بزمی گرم عیش ونوش میدیدم جهان را با همه زیبایی واژگون .مستانه میکردم. عجب صبری خدا دارد ....
-
التماس دعا....
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1382 15:20
سلام منم به همه ی اونایی که به این روزا اعتقاد دارن تسلیت میگم . امیدوارم به هر چی که می خواین و می خواد برسین. جون عزیزاتون ما رو از دعا فراموش نکنین. کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود مثل حافظ که پر از معجزه و الهام...
-
محرم، مدرسه وفا
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1382 03:17
سلام ایام سوگواری امام حسین (ع) و یاران باوفا اون حضرت رو از طرف همه اعضا تسلیت میگم. دوستان اگه اینجا کلیک کنین میتونین اولین wallpaper گروه ۴۰ چراغ رو داونلود کنین! موفق باشید...همیشه، همه جا!
-
تسلیت...
یکشنبه 10 اسفندماه سال 1382 21:11
سلام یــــــــــــــــــــــــــا حـــــــــســـــــــــــــــیــــــــــــــــــــن !!! عاشورا و تاسوعای حسین رو به همتون تسلیت میگم. دوست دارم راجب عاشورا ، تاسوعا، امام حسین ، علی اکبر ، علی اصغر ، ابوالفضل و بقیه آدمهایی که فردا و پس فردا تو کربلا بودن بنویسم. ولی میترسم...، میترسم که کم بنویسم ، میترسم که بد...
-
این قافله عمر عجب می گذرد.
جمعه 8 اسفندماه سال 1382 14:24
هرگز هیچ لحظه ای عظیم تر از آن لحظه که می آید نیست.لحظه های بزرگ .می آیند؛اما به گذشته نمی روند .هیچ لحظه ی بزرگی متعلق به گورستان نیست.لحظات به ما می رسند. ما را درمیان می گیرند.اندکی نزد مادرنگ می کنند.اگر لیاقت بهره گیری شرافتمندانه داشته باشیم به دادمان می رسند.واگر نداشته باشیم.طبق قانون طبیعی لحظه های بزرگ.واپس...
-
صا ایران!
جمعه 8 اسفندماه سال 1382 02:46
سلام به همه دوستان خدمتتون عرض کنم که ما داریم یه تغییرات کوچیکی میکنیم: ۱. یه دوست عزیز به احتمال زیاد به جمع ما اضافه میشه ۲. گروه ما در یاهو فعال شده و شما عزیزان هم میتونید عضو بشید ۳. قراره از این به بعد (البته به پیشنهاد اون عضو جدید) حرفهای خصوصی دلمون رو کمتر تو ۴۰ چراغ بزنیم و تریپ مطالب رو یک کم عوض کنیم....
-
عمرا اگه لنگه مو پیدا کنی...!
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1382 03:00
سلام. خوبین ، - مرسی بد نیستم. نکته : خوب بود من از این (...) استفاده کردم تو نوشته هام واگر نه معلوم نبود بقیه چیکار می کردن (حالا بگذریم. خیالی نیست ) عمرا اگه لنگه مو پیدا کنی هر جوری خاستی با دلش تا کنی میخام بهت خوبی کنم آخرش اما شر میشه دیوونه بازی های من واسه تو دردسر میشه من به خیال سادگیم یه کاره بهتر میکنم...
-
اشتقاق
سهشنبه 5 اسفندماه سال 1382 12:16
وقتی جهان از ریشه جهنم و آدم از عدم و سعی از ریشه های یاس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل میکند باید به بی تفاوتی واژه ها، و واژه های بی طرفی مثل نان، دل بست، نان را از هر طرف بخوانی نان است. « قیصر امین پور» راستش خودمم درست نمی دونم این مطلبی که نوشتم چه ربط و رابطه ای با حس و حال این...
-
لحظه جادویی
دوشنبه 4 اسفندماه سال 1382 10:38
هر روز خداوند همراه با خورشید لحظه ای به ما ارزانی می دارد که در آن امکان تغییر آنچه که موجب بدبختی ماست، وجود دارد. هر روز ما وانمود می کنیم که متوجه وجود این لحظه نیستیم. وانمود می کنیم که امروز شبیه دیروز و فردا است. اما کسی که متوجه روزی که در آن زندگی می کند هست، آن لحظه جادویی را کشف می کند. این لحظه شاید در...
-
چه زیباست...
یکشنبه 3 اسفندماه سال 1382 11:43
سلام چه زیباست محبت دیدن و محبت کردن و جز ان نیاموختن! همه چیزو از دریچه زیبایی نگاه کردن و همه چیز و از دریچه زیبایی شنیدن! اما چه غم انگیزه نفرت,چه زشت کینه و چه شکننده است کدورت! چه خوبه کینه ها رو دور ریختن و محبت ها رو جایگزین کردن! تلاش برای موفقیت دیگران وقتی که خودمون در ان کار ناموفق بوده ایم. به راستی چه...