اى کاش ان شب که رفتم از اسمان گل بچینم
جاى گل رز برایت پروانکی چیده بودم
ان شب نمى دانی اما تا صبح لرزیده بودم
انگار پی برده بودى دیوانه ات گشته ام من
تو عاشق من نبودى و دیر فهمیده بودم
از ان شب سرد باییز که چشم من به تو افتاد
گفتم ای کاش شب ها هرگز نخوابیده بودم
اندوه بی اعتنایی چه یادگار عجیبى است
اما چه شبها که ان را از عشق بوسیده بودم
حالا بدان که تو رفتى در حسرت بازگشتت
یک اسمان اشک ان شب در کوچه پاشیده بودم
هرگزپشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم
حنا
سلام !
همیشه و در همه حال از انتخاب هایی که آدم ها میکنن پشیمون نشدن بهترین نشانه برای بودن / ثابت بودن و همیشه یکسان اما متفاوت بودنه!
موفق باشی
صدر
تو عاشق من نبودی و دیر فهمیده بودم ... زیبا بود
سلام
متنت زیباست مثل همه متنات
ای کاش میشد که احساسات آدما زیر پا گذاشته نشه چون این احساسات و عواطف با وجود انسان مغایر بود هیچ وقت اون دانای بزرگ اونو تو ذات آدما نمیذاشت
و ای کاش آدما نسبت به احساسات همدیگه بی توجه نباشن اون وقت شاید دنیامون کمی بهتر بشه
شاد و موفق و برقرار باشی