طرح واکسیناسیون تو دانشگاه ما هم اجرا شد. (ما واکسن زدیم شما چطور ،شما هم زدین؟؟؟)
اصلا هم درد نداشت شما هم برید بزنید.
نزدین هم ، نزدین چون آدم یه بار به دنیا میاد و یه بار هم
…خوب اینکه آدمها می تونن با واکسن بدنشون رو در مقابل بیماری و مرض حفظ کنن خیلی خوبه. ولی…،ولی آیا میشه…، آیا میشه خود آدمها روهم واکسن زد.
آیا میشه روحشون رو ، فکرشون رو ، اخلاقشون رو ،رفتارشون رو، زندگیشون رو ، هم واکسن زد…؟؟؟
آیا آدمها می تونن واکسنی بزنن که پاک بشن ( و پاک بمونن )
واکسنی بزنن که روحشون ، فکرشون ، اخلاقشون ، رفتارشون ، زندگیشون ، عشقشون ، دوستیشون پاک بشه وپاک بمونه ؟؟؟
کاش میشد از این همه پستی و زشتی و لجن و کثافتی که اطرافمون رو پر کردن (تا گردن توشون فرو رفتیم ) و به ما چسبیدن کنده شد و رفـــــــــــــــــــــت ، رفت ( پر کشید ) به یه جای دور، خیلی دور، جایی که همه چی واکسینه شده باشه ، همه چی پاک باشه ، همه خوب باشن ، همه با هم دوست باشند ، همه عاشق باشن ، همه.......
جایی که کسی به کسی دروغ نگه ، کسی سر کسی رو کلاه نذاره ، کسی به کسی نامردی نکنه ، ...
جایی که آدمها به غیر مادیات هم فکر کنن ، ارزش آدمها به پول نباشه ، به قدرت نباشه ، به موقعیت نباشه ، به قیافشون نباشه …،ارزش آدمها به خودشون باشه (فقط و فقط به خودشون، به روحشون وبه فکرشون... )
ولی میدونم (می دونید) که همچین واکسنی نیست و همچین جایی هم وجود نداره (حداقل تا حالا که نبوده) پس…
پاسخ به پیغام های یادداشت قبلی :
Chakavak : اگر اطرافمون پر از رفیق فابریک بود وضعمون خیلی بهتر از این بود ، اگه این آدمها رفیق فابریک بودن هیچ وقت به دوستاشون نامردی نمی کردن ، همچ وقت پشت سر هم حرف نمیزدن ، همچ وقت همدیگرو به خاطر … نمیفروختن ، هیچ وقت…..
زندگی رو هم میشه کاری کرد که خوب پیش بره ولی نه همیشه.
Marco polo : بعضی وقتها زندگی خیلی تلخ میشه خیلی تلخ تر اون که بعضی ها بتونن فکرش رو بکنن ولی خیلی وقتها هم هست که شیرینه خیلی شیرین تر از اون که بعضی ها بتونن فکرش رو بکنن. (می دونم که حرفامو میفهمی )
این قانون زندگی آدمهاست ، و همیشه همین طور بوده و هست و خواهد ماند پس …
Yaghin: امید وارم بتونم کارهایی که گفتم دوست دارم انجام بدم رو بتونم انجام بدم، حتی یکیشون رو.
فعلا خداحفظ همتون باشه.
-::- رابین هود -::-
وقتی تنهایی... وقتی همه رهات میکنن... یکی هست که هنوز باهاته! میدونی کیو میگم! خدا...
وقتی بارون میاد احساس میکنیم که به خدا نزدیکتریم... میشه خدا رو تو قطره های بارون حس کرد... نغمه باران اونوقته که صادقانه تره... همه ما با خدا حرفهایی داریم... وبلاگ نغمه باران حرفهای من و خدامه... خوشحال میشم سر بزنید...
مطلبتون هم خیلی جالب بود. ممنون.
سلام داداش رابین اول افرین به تو که واکسن زدی به تو حتما یک شکلات میدم دوم قبل از درست کردن دیگران و جهان باید خودمون درست کنیم تو اولین قدم را برداشتی پس افرین موفق باشی قهرمانی که نیت خوبی داری
سلام. راستی جوابه یکی رو یادت رفت بدی!!!
سلام.کاش می شد جائی رو که توصیف کردی پیدا کرد.
دنیا اطرافمون به قدری کثیف و پست که ادم حالش به هم میخوره.کاش جائی بود که ادمها عشق را درک میکردند
کاش.......
تا بعد.....
0- سلام(می گم اگه نویسندگی رو ادامه بدی به یه جایی می رسی هاااااااااااا!!!)
1- نگفتم بدبینی!!!؟( این یه عده دوستهای ناتو(نامرد)رو دیدی ولی خوبا رو که بیشترن رو ندیدی!)
2- خیلی باکلاسید(تو دانشگاه واکسن می زنید...)
3-می گم مگه رابین هودا هم درس می خونند کنکور می دن که حالا دانشجویند؟؟؟
4- اگه واکسنی بود که همه رو خوب کنه و.....اون موقع حوصله مون سر می رفت و همه چی تکراری می شد دیگه خوبی ارزش نداشت و آدمهای خوب هم شناخته نمی شدند(حالا هم بدهان که به خوبا ارزش می دن)
5-خوش بگزره.....